گزیده هایی از کتاب جنبش اجتماعی زنان- آندره میشل (3)

 

ترجمه: دکتر هما زنجانی زاده

 

توضیح: کتاب بسیار قدیمی ست، اما مطالب آن، هم چنان از جذابیت برخوردار هستند. گزیده هایی که انتخاب شده اند، به معنی غیر جذاب بودن باقی قسمت ها نیستند. هدف، خلاصه کردن و نگاهی کوتاه به نکات اصلی است که نویسنده تلاش کرده به خواننده بگوید. امید است که صدمه ای بر این هدف نویسنده وارد نکرده باشم. لاله حسین پور

 

قرن نوزدهم، قرن سرمایه داری وحشی

".... سرمایه داری در طول تغییرات مداومش نمی تواند دوام بیاورد مگر آن که بر انباشتی که ناشی از سود به دست آمده از تولید تجارتی است، انباشت موادی را که از تولید غیرتجارتی تغذیه می کند، بیافزاید و این انباشت دوم شرط لازم انباشت نخستین است. درواقع زنان با تولید خانگی غیرتجارتی خود نیروی کار همسران و فرزندان شان را تدارک می بینند، نیروی کاری که آن ها می توانند در بازار به معرض فروش بگذارند. .... این انباشت پایه امروز هم انباشت سرمایه را ممکن می سازد"

"در این شرایط ایدئولوژی زن خانه دار به اوج خود می رسد زیرا همه از آن بهره مند می شوند"...."هرچند بحث راجع به کار زن در قرن شانزدهم آغاز می شود، این در قرن نوزدهم است که اتحادی علیه آن صورت می گیرد."..."خلع زنان از بازار کار به کارگران مرد امنیت خاطر می دهد و به برکت قانون ناپلئون، بورژواها به طور مجانی صاحب کلفتی ناتوان در خانه می شوند."

"درچنین شرایطی جای شگفتی نیست که زنان از همه قشرها سر به شورش بردارند. زنان کارگر علیه مزد کم، بیکاری، دشواری کارهایی که به آن ها واگذار می شود و زنان بورژوا علیه محرومیت از تمامی حقوق سیاسی و اقتصادی دست به قیام می زنند".

"پیش از کارل مارکس، فلورا تریستا به درون مایه فکر نو دست یافت: رهایی زنان کارگر تنها از خود آنان ساخته است. هیچ کس بهتر از فلورا وضعیت رقت بار زنان کارگر را نشان نداده و هیچ کس قبل از او آزادی زن را تا بدین حد با آزادی تمام کارگران مرتبط نساخته بود".

"در سال 1793... یک پیروزی نصیب زنان می شود: حق کار یعنی موضوع اصلی مطالبات فلورا علی رغم راه حل دوگانه وحشتناکی که توسط پرودون سوسیالیست به زنان ارائه شده:"خانه دار یا روسپی"، در اعلامیه دولت موقت جمهوری به عنوان حق همه شهروندان شناخته می شود".

"در انگلستان.... زنان همراه با مردان در جنبش چارتیست ها دست به مبارزه زدند."

"در اقتصاد سیاسی کارل مارکس، تحلیل تولید کالایی و سود ناشی از کار دست مزدی، سودی را که سرمایه و خانواده می تواند از تولید خانگی غیرکالایی زنان به دست آورد، مخفی می کند و به همین جهت کارل مارکس و انگلس و ببل رهایی زن را تنها در پرتو رهایی پرولتاریا متصور می دانند".

"نوآوری در نظر و عمل انقلابی، زائیده ابتکار زنان طبقات متوسط و طبقه کارگر بود که گاهی از یاری طبقات مرفه نیز بهره مند می شد..... فعالیت آن ها به نفع آموزش ابتدایی و حرفه ای دختران جوان، به خصوص در بطن جنبش فروبل، دولت های اروپایی را مجبور کرد که اجباری شدن مدرسه ابتدایی را برای هر دو جنس برقرار سازند..... اقداماتی که توسط انجمن های زنان در قرن 19 به نفع محرومین صورت گرفت، سبب شد که مؤلفی بنویسد: در طول یک قرن زنان در واقع هدایت کنندگان واقعی کارمندان کشوری مرد بودند و به آن ها چگونگی برخورد با مسئله رفاه را آموزش می دادند."..." نقش دیگر زنان نوآور در قرن بیستم دفاع از حقوق اقلیت های قومی وتمایلات ملی مردم محروم بود."

"هم زمان در ایالات متحده ..... مارگارت فولر...نیز به این نتیجه رسید که آزادی زنان جز با مداخله خود آنان میسر نمی شود، فکری اساسی که بشارت جنبش های فمینیستی را داد که تاکنون ... دنبال شده و هنوز باقی مانده است".

"از طریق مجلات زنان بود که فمینیسم زنان طبقات متوسط در قرن 19 نظرات خود را به خوبی بیان کرد.... فمینیست ها.... خواهان برابری حقوق زنان در کار، ازدواج و خانواده شدند."

"فکر اساسی دیگری که در فمینیسم قرن 19 ظهور کرد، این بود که زنان تمامی کشورها باید با یک دیگر متحد شوند و به یاری یک دیگر حقوق خود را به دست آورند."..." تمامی مطالبات زنان که در طول قرن 19 طرح ریزی شده بود در یک طرح عملیاتی به منظور پایان بخشیدن به ستمی که بر زنان روا داشته می شد، تنظیم گردید. در 1899 در دومین گردهم آیی بین المللی در لندن، 5000 زن به نمایندگی از سوی 600هزار فمینیست عضو 11 شورای وابسته در آن شرکت داشتند.... باید نشان داد که رهایی زنان نه فقط به نفع آنان بلکه به نفع تمامی جامعه بشری است. رهایی زنان به مثابه رهایی مردان نیز خواهد بود.... آن چه که انسانی است برای فمینیسم بیگانه و نامأنوس نیست".

 

جنبش فمینیستی و وضعیت زنان در قرن بیستم

" در آغاز قرن بیستم مسائل متعددی که از قرون وسطی بسط یافته بودند در ذهنیت فمینیست غربی جای گرفته بود. این فکر که در فرانسه در قرن چهاردهم توسط کریستین دوپیزا و در انگلستان در قرن هفدهم توسط ماری آستل و در قرن هیجدهم توسط ماری ول استون کرافت بیان شده بود که:

تفاوت های بین مردان و زنان ناشی از طبیعت آنان نیست بلکه نتیجه آموزش متفاوت دو جنس است،

اعتراض به مرگ مدنی زن در خانواده و خلع ید از او در امور اقتصادی و سیاسی،

طرد اخلاق جنسی دوگانه،

آزادی زنان در گرو فعالیت خود آنان است،

حق زن در استفاده از لذات مستقل از ازدواج،

آزادی زنان از آزادی تمام کارگران جدایی ناپذیر است،

ارتباط و پیوند ... بین مبارزه برای ارتقاء زنان و مبارزات صلح،

بدون زنان، دموکراسی شکست می خورد،

مبارزه زنان برای ارضای نیازهای تمامی جامعه،

........".

"زنان مبارز بخش فرانسوی به کمیسیون های تخصصی تقسیم شده بودند تا تمامی مسائل مربوط به زنان را در جامعه بررسی کنند...... آن ها برای زنان کارگر متأهل، آزادی تصاحب مزد خودشان را به دست آوردند.... هم چنین قوانین و مجازات های ترک نفقه پدری، ممنوعیت کار کودکان در شیشه گری ها، ورود زنان در سازمان های بزرگ اداری.... حداقل دست مزد برای مستخدمین خانه، برابری حقوق معلمین مرد و زن و بالاخره برچیدن روسپی خانه ها می باشند."

"در همین اوان 1904 در آمریکا و انگلستان دومین سازمان بین المللی تأسیس شد که با کمیته هایی که در این دو کشور بر ضد حق رأی زنان به وجود آمده بود، به مخالفت برخاست و در عصر حاکمیت ملی گرایی جهتی بین المللی اتخاذ کرد."... "این سازمان ها برای محکوم کردن روسپی گری که آن را "بردگی اجباری زنان برای حفظ منافع مالی مردان" نامیدند، با یک دیگر به توافق رسیدند."

"آن ها در سطوح مقدم مبارزه برای صلح حضور داشتند...... اما مطالبات کارگران زن نیز توسط فمینیست ها ندیده گرفته نشد. ... موفق گردیدند که در معاهده ورسای در 1918 و در کنوانسیون جامعه ملل اصل "کارمساوی، مزد مساوی" را که فمینیست ها طی نسل ها به دفاع از آن برخاسته بودند، بگنجانند...... از 1916 اعتصاب زنان در کارخانه های اسلحه سازی صورت گرفت."

"در فاصله دو جنگ پس از جنگ اول جهانی زنان 21 کشور حق رأی به دست آوردند. سایر مطالبات : رفاه کارگران زن، کمک هزینه خانوادگی، برابری شرایط کار برای هر دو جنس، دفاع از کودکان نامشروع، حق حفظ نام و ملیت برای زنان متأهل، .... از بین بردن روسپی گری، بهبود بهداشت و رفاه کودکان، آموزش جوانان و هم چنین بهبود شرایط کار و....اما فمینیست ها علی رغم پویایی خود موفق نشدند... حق حفظ ملیت زنان متأهل را به دست آورند."

"از سوی دیگر زنان کارگر و کارمند با خشونت از حق اشتغال خود به دفاع برخاستند. آن هم در دوره ای که با افزایش بیکاری ناشی از بحران جهانی، بازگشت زنان به خانه ها امری پذیرفته شده و دست رسی به مشاغل عمومی برای زنان متأهل قانونا ممنوع بود".

"از 1920 نلی روسل فمینیست فرانسوی برای تفکیک مسئله تولید مثل از روابط جنسی تلاش کرد. او "اعتصاب شکم ها" را به مادرانی که فرزندان بسیار داشتند توصیه می کرد. تحت فشار متعصبان، مجلس فرانسه به قانون 1920 که کنترل زاد و ولد راممنوع می ساخت و مجازات سقط جنین عمدی را افزایش می داد، رأی مثبت داد و چیزی نگذشت که بلژیک، ایتالیا و آلمان نیز به فرانسه تأسی جستند".

"شخصیت گرایی (پرسنالیسم) فلسفه ای بود که مبارزه فمینیست ها را برای احقاق حقوق و ارتقاء زنان تحت تأثیر قرار داد.....و خواهان حیثیت و کرامت فردی بود..... خواستار بهره مندی زنان از حقوق سیاسی و اقتصادی شان بود...... طرد تبعیض بین مردان طبقات و نژادهای مختلف در مورد زنان نیز صادق است."

 

وضعیت زنان پس از جنگ 1965-1945

"پایان دومین جنگ جهانی شاهد بازگشت انبوه مردان و گذر از فعالیت نظامی به کشوری بود. در کشورهای غربی از زنان به خاطر سهم آن ها در مقاومت در برابر فاشیسم و تولید، تجلیل به عمل آمد.... با این همه زنان را به خانه فرستادند تا جایی برای مردان از جنگ برگشته باز شود.... زنان مجبور به پذیرش مزد کمتری از مردان شدند تا بتوانند شغل خود را حفظ کنند".

"از زمانی که سیمون دوبوار کتاب برجسته خود جنس دوم را که هنوز تازگی خود را حفظ کرده است، انتشار داد (1947) این امید در دل فرانسویان به وجود آمد که زنان عاقبت حقوق خود را به دست خواهند آورد. .... این اثر در همان زمینه فلسفه پرسنالیست قرار دارد که الهام بخش فمینیست ها بود. سیمون بر ضرورت این امر که زنان به منظور دست یابی به استقلال باید به کاری اشتغال داشته باشند تأکید بسیار داشت. "

 

دوره بازسازی فمینیسم (1980-1960)مبارزه برای جدایی روابط جنسی از تولید مثل

"پیش رفت علم شیمی و فن پزشکی روش های مؤثری را در امر جلوگیری از بارداری ابداع کرد.... سیمون گفته بود که "آزادی زنان از شکم آغاز می شود".... اما در شرایطی که "هنوز روش جلوگیری صددرصد وجود ندارد، جدایی رابطه جنسی از تولید مثل کاملا نمی تواند تحقق یابد، مگر آن که زنان نیز حق سقط جنین را به دست آورند"....."مادام که حکومت ها در کشورهای پیش رفته مفهوم ابزاری از زنان راحفظ کنند، جنگ سقط جنین هنوز کاملا پیروز نشده است."

"در ماه مه 1968 طغیان ریشه دار جوانان دانشگاهی فرانسوی به وقوع پیوست. در حالی که زنان جوان دلایل عمیق تری نسبت به مردان برای نارضایتی داشتند:

" سقط جنین هنوز ممنوع بود، تبعیض در شغل، دست مزدها، دست رسی به مسئولیت های مهم، ستم جنسی و سیمای مبتنی بر جنس گرایی زنان در رسانه های گروهی به شدت حس می شد. و هم چنین نقش دوگانه ای که همچنان بر دوش زنان سنگینی می کرد.... افشاء کار نامریی خانگی، تحلیل نظام پدرسالار، زن به عنوان یک طبقه محروم و استثمارشده...."

"فمینیست ها نشان داده اند که در تمامی قلمروها نوآور بوده اند. چه در قلمرو فلسفی و چه در ایستار زنان و ایستارهای اجتماعی نسبت به زنان."

"... بدون شک در قلمرو مبارزه بر ضد تسلط جنسی و تجاوز به زنان است که جنبش های آزادی زنان تا کنون بیش از همه فعال و مؤثر بوده اند."

"همراه با درخواست جدایی رابطه جنسی از تولید مثل به برکت جلوگیری از بارداری و سقط جنین و با طرد مورد تجاوز قرار گرفتن زنان، حق بهره مندی از لذات برای آنان که فمینیست ها خواهان آن هستند، مطرح می شود. .... در تمام دنیا هنوز هم هزاران زن وجود دارند که توسط شوهران شان کتک می خورند و جرأت شکایت ندارند.

 

نتیجه

"تاریخ زنان، نخست داستان سرکوب آنان و پنهان نگاه داشتن آن است..... سرکوب زنان حدود هشت هزار سال است که استمرار داشته است....و تا به امروز ادامه یافته است."

"تاریخ زنان نه فقط تاریخ سرکوب آنان است، بلکه تاریخ مقاومت آنان در برابر این سرکوب و مقید نگاه داشتن آنان نیز هست که تا به امروز کم و بیش مخفی نگاه داشته شده است."

"زنان گروه بسیار ضربه پذیری را تشکیل می دهند که تولید تجارتی و غیر تجارتی آن ها عنصر تعیین کننده برای انباشت سودی است که توسط شرکت های چندملیتی و طبقات متوسط تحقق می یابد".

"آن تریستا می گوید: برای آن که از این بخت برخوردار باشیم که در مسیری درست قرار بگیریم کافی است تمامی ارزش ها و مقررات تمدن مذکر سرمایه داری خود را واژگون کنیم".

"طرد ارزش ها باید همراه با طرد فرآیندها و تشکیلات اجتماعی ی باشد که آن ها را به وجود آورده و نشر می دهد.... بدون طرد این نظام ها واعمالی که مولد ارزش های انباشت است، هر پیروزی زنان محکوم به شکست می شود......فمینیست ها خواهان توزیع برابر تولید و توزیع منابع جهانی در سطح جهانی هستند. فمینیست ها در برابر جنگ داخلی راه حل جستجوی خستگی ناپذیر صلح را قرار می دهند.... در برابر سرکوب سیاسی و شکنجه به اعتراض بی وقفه دست می زنند... در برابر نظامی گرایی افراطی، مبارزه شدیدی را برای اسلحه زدایی و به کار گرفتن هزینه های زیاد نظامی به منظور از بین بردن گرسنگی، بیماری و بی سوادی را طرح می کنند."

"بنابراین ضمانت دوام و گسترش فمینیسم بستگی به عمق بخشیدن به تحلیل در مورد سرکوب زنان دارد...... بدین سان فمینیسم موفق خواهد شد تا نظام های فاسد سازمان اجتماعی و بین المللی را بی ارزش و بی اعتبار کند. سازمان هایی که در آن ها بی عدالتی و کهتری قبل از هر چیز زنان تمامی کشورها را در بر می گیرد".

"فمینیسم که امرز یک آیینی بر خلاف آراء متعارف است، نظریه و عمل میلیون ها زن و مرد در جهانی در جستجوی یک جامعه دادگستر خواهد شد." پایان