سه گزارش مستند از قتل های ناموسی در تبریز که سانسور مانع انتشار آنها شد

 

تقدیم به قربانیان گمنام و بی نام  و نشان قتل های ناموسی (فاجعه خاموش) که اجازه انتشار اخبار آنها در رسانه های داخل کشور داده نمی شود:

مقدمه

« قتل‌هاي ناموسي به قتل‌هايي اطلاق مي‌شود كه پدر،همسر، برادر، فرزند و به طور كلي مردي ازخويشاوندان، زني را به اتّهام روابط نامشروع يا امتناع از ازدواج اجباري و يا اتّهام هاي مشابه آن به انگيزه حفظ ناموس به قتل مي‌رساند. قتل‌هاي ناموسي را مي‌توان از حيث معني عليه (تشخيص هدف جنايت) به دو گونه تقسيم كرد با اين توضيح كه انگيزه‌ ناموسي گاه موجب دگركشي مي‌شود وگاه مستقيماً ودرغيراين صورت حتّي اگر قتل با انگيزه غيرتمندانه نيز وقوع يابد چنين عنواني به آن داده نمي‌شود. مقتول در زمينه‌ قتل‌هاي ناموسي تحت اتّهام‌هاي اخلاقي قرار مي‌گيرد و اين اتّهام موجب برانگيختگي احساسات وابستگان مذكرخوني وعاطفي او مي‌شود1

قتل ناموسی، یکی ازوحشیانه ترین و قدیمی ترین انواع خشونت علیه زنان است که به بهانه دفاع از"شرف و ناموس" روی می دهد، جنایت‌های ناموسی صورتی از خشونت غیرانسانی وعریان علیه زنان محسوب می‌شوند که جامعه ی ما هم چون برخی دیگرازکشورهای جهان سوّم با آن مواجه است.خشونت عليه زنان دراین جوامع و بویژه کشور ایران ريشه در فرهنگ و ساختار جامعه دارد.

زنان مانند مردان به دلایل گوناگون به قتل می رسند امّا اهمیت بحث فمینیستی تاکید بر سرِ مواردی است که زن به خاطرزن بودن به قتل می رسد. خانم شهرزاد مجاب در مطلبی تحت عنوان قتل ناموسی: تحلیلی مارکسیست- فمینیستی که در سایت شهروند منتشر شده است به این نظر است که صفاتی چون «ناموس»، «شرف»، «حُجب»، «حیا»، «عفّت»، «عصمت»، «شرم»، «آبرو» و «پاکدامنی» مفاهیمی ساده وعادی و بی غل وغش نیستند در زبان و فرهنگ ایران و ملّت همسایه زنانه هستند و رابطه برده داری و برده را درعرصه روابط جنسیت بیان می کنند:

«زنان، نه مردان، باید «محجوب»، «عفیف»، «باحیا»، «با عصمت»، و «با آبرو» و «با شرم» باشند.این صفات زنجیرهائی هستند بر تن و روان زن و رابطۀ برده دار و برده را درعرصۀ روابط جنسیت بیان می کنند. مالکیتِ مرد بر زن به زبانی دقیق دراین حوزۀ وسیع معنائی بیان شده است. اگر برده با زیرپا گذاشتن عرف یا قانون بردگی به آسانی جانش را از دست می دهد، زن نیز با نقض مناسبات پاتریارکی به راحتی به قتل می رسدلکه دار شدن ناموس» مرد و خانواده و طایفه مقام و منزلت آن ها را در سطح عشیره و طایفه و ده و شهر پائین می آورد، آن ها را درسلسله مراتب قدرت ضعیف تر می کند، و به همین دلیل لازم می بینند که این «لکه» را پاک کنند. در واقع سرپیچی برده مقام برده دار را آن قدر زیر سئوال نمی کشد که دست از پا خطا کردن زن شأن و منزلت مرد را. »2

خشونت خانوادگی انعکاسی از خشونتی است که درجامعه وجود دارد و نشان دهنده موقعيت زنان و جايگاه اجتماعی شان در آن جامعه هست. درفرهنگ و سنّت هایی که مرد به عنوان رئیس خانواده مطرح است، مرد برتر از زن قلمداد می شود ودرچنین موقعیتی وجود خشونت در واکنش چالش ها و ناهنجاری هایی که درجامعه و خانواده وجود دارد يک امرطبيعی محسوب می شود. پدرسالاري، شرع ، عدم وجود روحيه فرد باورانه ، مهاجرت ، گذار از جامعه سنتي به مدرنيته ،محدوديت، رسانه ،تعصبات شدید، پایین بودن سطح آگاهی، زندگی عشیره ای و کاملاً بسته در برخی مناطق، خشونت نهادینه شده، ازدواج های اجباری و عدم وجود قوانین بازدارنده از جمله دلایل بروز این پدیده در ایران محسوب می شود.

گستردگي قتل‌هاي ناموسي در جهان

«به گزارش سازمان جمعيت جهاني سازمان ملل متحد سالانه در 14 كشور جهان 5 هزار قتل ناموسي رخ مي‌دهد. آمار سالانه 12 قتل ناموسي را براي انگليس ثبت كرده است.آمار رسمي در يمن در سال 1997 400 نفر كشته، آمار رسمي از لبنان در سال 2001 ماهيانه يك قتل، در سال 2002 به 20 نفر و وسايل ارتباط جمعي ماهيانه 3-2 مورد قتل را بازگو مي‌كنند.

گزارش واشنگتن پست از تركيه در آگوست: سال 2001 حداقل 200 نفر مي‌باشد و اغلب در مناطق روستايي شرق و غرب رخ مي‌دهد. بر اساس گزارش كميسيون دفاع از حقوق بشر پاكستان از جمعيت 150 ميليوني پاكستان كه 51 درصد زنان هستند روزانه حداقل 3 زن تحت عنوان دفاع از ناموس كشته مي‌شوند. با اين حساب ساليانه بيش از هزار زن جان خود را از دست مي‌دهند. براساس آمارگيري ديگر از شعبه‌هاي حقوق بشر در پاكستان كه در سال 2002 انجام شد، تعداد قتل‌هاي اعلام شده توسط رسانه‌ها در فاصله ژانويه تا آگوست 549 نفر بوده است. در آلمان در سال 2004 بيش از 200 زن به دليل ناموسي به قتل رسيدند.درافغانستان 47 مورد در سال قتل‌هاي ناموسي روي مي‌دهد. در اردن 9/61 درصد زنان به دست برادران، 3/14 درصد بدست پدران،  10 درصد بدست پسر خواهر يا مردي از فاميل به قتل مي‌رسند. طبق آمار 70 درصد قربانيان بين 27-15 سال بودند. دراردن در سال 2002، 22 زن و در سال 2003، 17 زن و در سال 2004، 4 زن به دليل ناموسي كشته شدند. در كردستان عراق نيز بين سالهاي 2000 تا 2003، 384 دختر جوان و نوجوان به دلايل ناموسي به قتل رسيدند كه قاتلين عموماً اعضاي نزديك خانواده و ميانگين سني 5/23 را دارا بودند3

 «بر اساس آمارصندوق جمعیت سازمان ملل، سالانه حدود ۵۰۰۰ زن در قتل‌های ناموسی کشته می‌شوند. بیشتر اینان ساکن غرب آسیا، شمال آفریقا و بخش‌هایی از جنوب آسیا هستند. حداقل ۱۰۰۰ زن در عرض یک سال (۱۹۹۹) به این شکل در پاکستان به قتل رسیدند. بر اساس این آمار، این جرایم بیشتر در کشورهای اسلامی رخ می‌دهند در حالی که به گفته رهبران مذهبی، هیچ ریشه‌ای دراسلام ندارند..پژوهشی که دردانشگاه اینونو ترکیه انجام گرفته نشان می‌دهد درطول ۷ سال اخیر پرونده ۳۰۰ قتل ناموسی در ترکیه وجود داشته‌است. بسیاری از این قتل‌ها در مناطق کردنشین ترکیه اتفاق افتاده‌است. این پژوهش نشان می‌دهد با بالا رفتن مجازات قتل ناموسی، بسیاری از زنان توسط خویشاوندان خود وادار به «خودکشی» شده‌اند. بیشتر قاتلان نیز پسران جوان خانواده هستند که در صورت دستگیری مجازات کمتری برایشان منظور می‌شود4

آمار قتل‌هاي ناموسي در ايران

«طبق بررسي انجام شده، 20 درصد قتل‌هاي اتفاق افتاده در كل كشور ناموسي و جنسي است. اما بررسي‌هاي انجام شده در مورد قتل‌هاي ناموسي رخ داده در 15 استان كشور، نشان مي‌دهد كه در بسياري از اين موارد مردان بدون حصول اطمينان از خيانت همسر و با بهانه‌اي چون نافرماني، عدم تمكين جنسي، سهل‌انگاري زن در انجام وظايف زناشويي اقدام به قتل مي‌كنند. بر اساس تحقيقات 90 درصد مرداني كه همسرانشان را كشته اند به دليل بدگماني و توّهم بوده است.

اين نوع قتل طبق آمار در سراسر كشور وجود دارد ولي شكل‌ بارز آن در ميان عشاير خوزستان است.در ميان اين قبايل كوچكترين خطاي دختران از طرف پدر و برادر نابخشودني است و هنگامي كه خواهر يا دختر جواني بي‌عفّت شناخته شود .مقابل ديگر زنان فاميل كشته مي‌شود.در مورد استان خوزستان آمار نشان مي‌دهد كه در سال 1365 حداقل 5 زن و دختر بوسيله پدر، عمو و برادر خود به دليل رابطه نامشروع به قتل رسيده. در حالي كه اين آمار در سال 1367 به 8 زن رسيده بود. به گفته بازپرس ويژه قتل در اهواز هم اينك 4/32 درصد از قربانيان قتل‌ها را در استان خوزستان زنان تشكيل مي‌دهند. به گزارش ايسنا مقام قضايي استان خوزستان گفت: 25 درصد قتل‌هاي اين استان با انگيزه ناموسي انجام شده‌اند.

بررسي در مورد 428 واقعه قتل در تهران نشان مي‌دهد كه طبق آمار كه در سال 85 و 86 صورت گرفته 36/8 درصد مقتولان خانوادگي را زنان تشكيل مي‌دهند. در حالي كه اين ميزان براي قتل‌هاي غيرخانوادگي 8/14 درصد بوده است.  به طور كلي ميزان قربانيان زن در كل كشور 7/47 درصد بوده است. در نهايت طي سالهاي 76 تا 80 بيش از هفت هزار قتل در ايران صورت گرفته كه حدود 400 مورد آن مربوط به قتل‌هاي ناموسي مي‌شود.در اين ميان استانهاي خوزستان، فارس، آذربايجان شرقي به ترتيب بيشترين آمار قتل‌هاي ناموسي را دارند5

افزایش بی سابقه قتل های ناموسی در تبریز و سایر شهرهای آذربایجان

رئیس پلیس آگاهی استان آذربایجان شرقی از افزایش ۱۱درصدی وقوع قتل در۹ ماهه نخست امسال نسبت به مدّت مشابه سال قبل در این استان خبر داد.به گزارش خبرنگار مهرسرهنگ قنبر مدّاحی ظهر چهارشنبه در گفتگو با خبرنگاران افزود:۹۸ درصد جرائم جنایی و قتل در۹ ماهه نخست امسال کشف شده است.سرهنگ مدّاحی با تاکید براینکه ۷۲ درصد مقتولان جرائم جنایی درآذربایجانشرقی مردان هستند،تشریح کرد:خانم ها تنها ۲۸ درصد از این آمار را به خوداختصاص داده اند.
مدّاحی اضافه کرد: ۳۲ درصد قتل ها در این استان مربوط به مسائل خانوادگی است و علّت و انگیزه جرائم جنایی درآذربایجان شرقی مسائل اخلاقی عنوان می شود.وی با اشاره به ضرورت افزایش سطح آگاهی مردم از میزان وقوع جرائم در استان تصریح کرد: اطّلاع رسانی برای مردم نقش زنگ خطر را بازی می کند و کاهش سهل انگاری درجامعه زمینه وقوع جرم را از بین می برد.
سرهنگ مدّاحی دلیل اطلاع رسانی آماری به جای تعداد وقوع جرایم را مسائل امنیتی عنوان کرد و گفت:۸۱ درصد جرائم وقوعی در استان مربوط به انواع سرقت ها، ۱۳درصد جرائم مربوط به جرائم جعل و کلاهبرداری و تنها شش درصد مربوط به جرائم خشن است. رئیس پلیس آگاهی استان آذربایجان شرقی گفت: تبریز با ۶۷٫۶ درصد وقوع جرائم و ۶۹٫۳ درصد میزان کشف رتبه اوّل در استان را داراست و شهرستان های مراغه ،مرند و میانه به ترتیب ۶٫۸،۴٫۸، ۴٫۶درصد وقوع جرم در رتبه های بعدی جای گرفته اند. سرهنگ مدّاحی افزود: ۱۷٫۲۷ درصد وقوع جرایم و ۱۶٫۶درصد کشفیات مربوط به ۱۵شهرستان دیگر آذربایجان شرقی است6

آیات قرانی و قوانین ضد زن برای ترویج جنایت علیه زنان

قاتل یا قاتلین تمامی دختران و زنانی که به دست پدر یا سایر بستگان خود به قتل رسیده اند، با اطّلاع از این ماده های قانونی خود را مبّری از مجازات می دانند و با خاطری آسوده اقدام به قتل آن ها می کنند دین اسلام مقام ویژه ای برای ناموس قائل است و قتل زن را به دلایل ناموسی مجاز می شمارد.

« بر اساس گزارش پلیس ایران تنها در سال ۱۳۸۸ در شهر اهواز ۱۵ زن قربانی قتل ناموسی شدند که معادل ۲۴٫۵٪ از کل قتل‌های سال ۸۸ شهر اهواز می‌شود، البته این آمار نسبت به سال ۸۴ که میزان قتل‌های ناموسی در اهواز ۳۵ درصد بوده، کاهش یافته است. به‌گفته بازپرس شعبه ویژه قتل اهواز برخی آداب و رسوم مانند لزوم ازدواج دخترعمو با پسرعمو یکی از دلایل این قتل‌ها است که برخی مواقع اگر غیر از این اتفاق بیافتد منجر به قتل می‌شود»7

البته گفتنی است که برخی قتل‌های ناموسی هم فقط بر مبنای سوء ظن صورت می‌پذیرد .معاون مبارزه با جرائم پلیس آگاهی تهران به خبرگزاری مهر گفت۶۲درصد از مقتولان مونث، توسط خانواده‌ها و اقوام به قتل رسیده‌اند.وی درادامه سخنانش به این نکته اشاره کرد که خانواده‌ها و حتیّ افراد دانشگاهی و تحصیل‌کرده درمورد چنین قتل‌هایی سکوت کرده و آنها را به پلیس گزارش نمی‌کنند

افشای آمارقتل‌های ناموسی توسط یک مقام مسئول، یک بار دیگر نگاه‌ها را متوجه ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی کرد، ماده‌ای که به نظر بسیاری از حقوقدانان  و فعالین سیاسی و زنان مجوزی است برای قتل‌های ناموسی توسط شوهر و گاهی نیز برادر و پدر، طبق ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی «هرگاه مرد همسر خود را درحال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد ،می‌تواند درهمان حال آنان را به قتل برساند و درصورتی که زن مکره (مجبور) باشد فقط می‌تواند مرد را به قتل برساند».

این ماده قانونی از دید بسیاری از حقوقدانان، مجوزی است برای قتل‌های ناموسی.هرچند که طبق این قانون تنها شوهر اجازه کشتن زن "زناکار" را دارد امّا در بسیاری از قتل‌هایی که توسط برادر، پدر، عمو و پسرعمو نیز انجام می‌شود با تکیه بر همین قانون، مرتکبان به قتل ازقصاص معاف می‌شوند.البته در مورد پدر، ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی نیزبه کمک آمده و تصریح کرده که پدر و جدّ پدری در صورت کشتن فرزند قصاص نمی‌شوند .علاوه براین دوقانون که تنها به عنوان مشتی ازخروار گفته شد درآیه ی 2 از سوره ی نور آمده است: « باید شما مومنان هر یک از زنان و مردان زناکار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز درباره ی آنان در دین خدا رأفت و ترحّم روا مدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید و باید عذاب آن بد کاران را جمعی از مومنان مشاهده کنندبه علاوه درآیه ی 4 از سوره ی نور نیز چنین آمده است: « و آنان که به زنانِ با عفّتِ مومنه نسبت زنا دهند، آنگاه که چهار شاهد بردعوی خود نیاورند آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید و دیگر هرگز شهادت آنان را نپذیرید که مردمی فاسق و نادرستند

سه گزارش مستند از قتل های ناموسی در تبریز که سانسور مانع انتشار آنها شد

گزارش اوّل

من وقتی در سال 1381 به عنوان خبرنگاردر روزنامه احرار که روزنامه  محلّی در تبریز بود، کار می کردم به ما گفته شد یک دخترجوان دانش آموز به نام ( س . ت ) که  درخیابان  قره آغاج( قدس) کوچه تالار زندگی می کرد، کشته شده است.من به همراه یک عکاس به محل وقوع حادثه رفتیم.کوچه تالار یک کوچه ی خاکی ، تنگ و طولانی بود که خانه ی کوچک و فقیرانه خانم (س. ت ) درآنجا قرار داشت. براساس بررسی های ما این دخترجوان از قشرمحروم شهر بود که با مردی هم ازهمین قشر بوده،دوست می شود.درطی این مدّت با هم روابطه عاشقانه داشتند.ماهها بود که با هم دوست شده بودند و این درحالی بود که آن مرد، زن و بچه داشت.دختر چندین بار به بهانه  رفتن به مدرسه به خانه مرد و نیز دور ازچشم خانواده اش با او بارها به گردش و تفریح رفته بودو به اوکاملاّ اعتماد پیدا کرده بود.ولی بعد دختر به دلایلی نامعلوم توسط دوست پسرش کشته می شود.بعد از کشته شدنش خانواده او به پلیس شکایت می کنند. پلیس طی جستجویی که به عمل می آورد جسد دختر را در داخل چاه خانه مرد پیدا می کند. مرد برای مدّتی دستگیر و زندانی می شود و در بازجویی هایی که از او می شود او اعتراف می کند که دوست دخترش چون علاوه براو با مردان دیگری نیز ارتباط جنسی داشته است او را کشته و سپس در چاه خانه شان انداخته است تا کسی ازاین قضیه اطّلاعی نداشته باشد.

برای انجام تحقیقات و درج خبردر روزنامه محل کارم (روزنامه احرار) ، به همراه یک خبرنگار دیگر به محل زندگی مرد قاتل که در خیابان قره آغاج (قدّس) کوچه منطش بود، رفتیم. این محله جزء محلات بسیار فقیر تبریز محسوب می شود که درآن اقشار مختلف مردم ازبزه کارترین انسانها گرفته تا شریف ترین شان زندگی می کنند.کوچه منطش یک کوچه تنگ و فوق العاده طولانی است که از یک طرف به خیابان قره آغاج و از طرف دیگر به خیابان بهار ختم می شود.درآنجا هیچ کس مایل به مصاحبه با ما نشد و ما به سختی دراین مورد توانستیم اطّلاعات لازم برای درج خبر را بدست آوریم. مرد قاتل و دختر مقتول در خیابان قدّس کوی تالار هر دو دریک خیابان زندگی می کردند و فاصله خانه شان ازهم زیاد نبود.

ما با اهالی هر دو خانواده صحبت کردیم پدر و برادرهای دختر از این اتفاق خیلی ناراحت بودند و فکرمی کردند. که دخترشان با این کارش آبروی خانواده را برده است و به همین دلیل از من خواهش کردند این خبر را منتشر نکنم.آنها  نمی خواستند این خبر درهیچ رسانه ای منتشر شود.چون فکر می کردند که اگر دیگران هم بدانند که دختر این خانواده رابطه جنسی خارج از خانواده که به آن دراصطلاح اسلامی، رابطه نامشروع گفته می شود ،دارد. همه اقوام ، آشنایان ودوستانشان آنها را مورد توهین و اهانت تمام نشدنی قرارخواهند داد.

گزارش من به عنوان خبرنگار وعکسهای عکاسی که همکار من بود، آماده چاپ شده بود .مطلب من  توسط خانم تایپیست تایپ شد. ما می خواستیم  نشریه را صفحه بندی کنیم و به چاپ بفرستیم که ناگهان مدیر مسئول نشریه مرا صدا کرد و گفت: هنگام صفحه بندی این خبر را از بین بقیه مطالب حذف کنید.من با شنیدن این حرف خیلی تعجب کردم چون وقت و هزینه زیادی برای تهیه این خبر گذاشته بودیم و برای نوشتن و گرفتن عکس زحمت زیادی کشیده بودیم. من از مدیر مسئول علّت این کار را پرسیدم.او درجواب به من گفت: خانواده دختر مقتول خیلی ناراحت هستند وبه هر ترتیبی شده می خواهند ما را از درج این خبر منصرف کنند. پدر دختر تهدید کرده است که در صورت انتشار این خبر خودش و خانواده اش را خواهد کشت.

او به من گفت: به جایی این که به فکر آبروی نشریه باشیم می باید اوّل از همه آبرو و حرمت انسان ها را نگه داریم.پدر و برادرهای خانواده دختر چند روز پی در پی به محل دفتر نشریه واقع درتبریز خیابان شریعتی جنوبی آمده بودند و با مدیرمسئول نشریه که خودش هم وکیل دادگستری بود،صحبت کرده بودند و ازاو راهنمایی خواسته بودند.حتیّ روزی هم که ما داشتیم نشریه را صفحه بندی می کردیم از ساعتها قبل دردفتر نشریه با مدیر مسئول نشریه صحبت می کردند.این خبر به دستور مدیر مسئول چاپ نشد و سایر نشریات محلی درتبریز نیز آنرا منتشر نکردند. ولی بعد از چندین سال مرد از زندان آزاد شد و اهالی محل زندگی او گفته بودند این گناه خود دختر بوده که بدون رعایت هیچ اصول اخلاقی وهنجار های متعارف، می خواسته با یک مرد متاهل رابطه جنسی داشته باشد و این گونه بود که خبر این فاجعه خاموش همچون بسیاری از اخبار مربوط به قتل های ناموسی به کلی سانسور و به بایگانی سپرده شد.

گزارش دوم

 درادامه فعالیت مطبوعاتی ام درروزنامه احرار در سال 1381 ، روزی به ما اطّلاع داده شد که در یکی از مدارس دخترانه درتبریز واقع در خیابان قدّس(قره آغاج) دختری به نام ( آ. ق ) که دانش آموز دوره دبیرستان بوده به طرز مشکوکی به قتل رسیده است. گفته می شد این دختردوست پسر داشته و وقتی خانواده متوجه دوستی آنها شده بودند به شدّت او را مورد ارعاب و تهدید قرار داده بودند. تا جایی که براثرهمین ارعاب ها ،خانواده دخترکه ناموس دخترشان برای شان از کرامت جان و تن او نیزعزیزتر بوده است، دختر را وادار می کنند تا خودش را خود کشی کند.

من به تنهایی برای تهیه گزارش به مدرسه رفتم. هیچ کدام از مسئولین و معلمین حاضر در مدرسه قبول نکردند تا درباره او اطّلاعاتی بدهند.ولی برعکس آنها، دوستان و همکلاسی های فرد قربانی شده، از این موضوع فوق العاده آشفته حال بودند ودر بیرون ازمدرسه برای اوبسیار ابراز دلتنگی و نگرانی میکردند ومی گفتند:فاجعه دردناک و خاموشی که امروز برای همکلاسی شان اتفاق افتاده است هرکدام از آنها را نیز تحت شعاع  خود  قرار می دهد . از این رو که شاید برخی نیز در انتظارچنین سرنوشتی باشند.آنها حاضر نبودند تا دیگران درشخصی ترین رابطه ی زندگی شان که همانا ازدواج می باشد دخالت به عمل آورند،گزارشی هم که من در این مورد تهیه کردم امکان انتشار نیافت.

گزارش سوم

 زمانیکه درسال 1386 درایران برای خبرگزاری هما و سایرخبرگزاریهای داخل و خارج ازکشور کار مطبوعاتی می کردم، به من اطّلاع داده شد.در یکی از دهات توابع تبریز،یک دختر و پسرجوان وتحصیل کرده به جرم داشتن روابط عاشقانه وعاطفی توسط خانواده ی دختر به قتل رسیده اند.من به همراه دو نفر از خبرنگاران مرد برای پیگیری این خبر راهی آن روستا شدیم.خانه دخترمقتول برروی یکی از تپه های بلند روستا قرارداشت و بر روی درب فلزی و کهنه آن اعلامیه ای که نشان میداد، برای دختر و پسرمقتول مراسم ترحیم در یکی از مساجد تبریز گرفته اند، به پشت در چسبانده شده بود را به دقّت خواندیم تا بتوانیم نام و مشخصات آن دو نفر را پیدا کنیم.نام دختر(ب . ق) و نام پسر(ت . آ) بود. درادامه تحقیقات و برای روشن شدن حقایق پیش آمده با تعدادی از کسانی که در روستا بودند، ملاقات کردیم و میخواستیم دررابطه با چگونه و وچرایی کشته شدن آنها سوال کنیم ولی هیچ کس حاضر نبود تا در رابطه با دیده ها و یاشنیده هایش توضیحی بدهد.

تنها خانم میانسالی که چادری به کمرش بسته بود وهمسایه شان بود، به همراه چند نفر دیگر از زنان به ما گفتند: این دختر و پسر جوان به طور پنهانی با هم دوست شده بودند و می خواستند با