تن فروشی به خودی خود خشونت بر زنان است.

فریبا ثابت

اگر احتیاج نباشه آدم با صد نفر که نمی خوابه والله برای فقر مادی است . 1

چند روز پیش ویدئوی تکان دهنده ای با عنوان مستندی در باره تن فروشی زنان شوهر دار در تهران را در یافت کردم . دیدن این ویدئو و صحبت زنانی که به خاطر فقر، تن خود، تنها چیزی که برایشان باقی مانده را به معرض فروش می گذارند، بیش از آن که گمان می بردم حالم را دگرگون کرد .

25 نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان تنها یک روز است اماخشونت به زنان به خاطر جنسیت شان بی نهایت. خشونت گفتاری ، خشونت جسمی ، تجاوز ، قتل ، قتل های ناموسی ، سنگسار، ازدواج اجباری ،تن فروشی و ..........نه تنها در یک روز در سال ،که نیازبه مبارزه همیشگی ، پیگیر و روزانه دارد و از سرشت مبارزه دایمی است.

 

اعمال خشونت برزنان در همه سطوح ، آشکار و پنهان در سطح خانه یا اجتماع ، نماد تاریخی نا برابری میان زن و مرد و در نتیجه ی تسلط مردان است. خشونتی ساختاری که ریشه در تبیعض دارد و به نوبه خود به آن دامن میزند.

آمارها و ارقام عمق فاجعه خشونت بر زنان را در دنیا نشان می دهد. در این میانه حتی کشورهائی که به حق در راه برابری زنان با مردان پیشرفت هائی داشته اند از این دایره خارج نیستند . در فرانسه در سال گذشته 149 زن بر اثر ضرب و جرح وارده از طرف شوهرانشان کشته شده اند ، تا چه رسد به ایران و افغانستان که نا برابری و خشونت ، دولتی و قانونی است.

در این میانه اما ، تن فروشی به عنوان خشونت کمتر شناخته شده است و با تصور غلط جا افتاده مبنی بر اینکه ، یک انتخاب از طرف زن است نه تنها به آن اهمیتی داده نمی شود بلکه در ایران تابویی است که حتی کنشگران زن هم به آن نمی پردازند. در نتیجه این زنان به آسیب پذیرترین قشر جامعه بدل می شوند.

سیستم روسپیگری یک خشونت علیه زنان است . روسپیگری ناشی از یک سیستم تاریخی وپدر سالارانه است که تسلط مردان بر زنان و رابطه اجتماعی و جنسی نا برابر را ایجاد می کند .خشونت مردانه، هم زمان عامل و نتیجه نابرابری بین زن و مرد است. آسیب پذیری زنان نه تنها از خشونت وارده بر آنان که اساسا از تبیعض دایمی در جامعه مرد سالار است. در سیستم تن فروشی ، مردان به حاکمیت خود و خشونت بر زنان ادامه می دهند و ادعا می کنند که زنان با رضایت خود این کار را انجام می دهند.

اما تن فروشی در 90 در صد موارد ناشی از فقربوده و تکراریک رابطه جنسی نا خواسته واجباری تحمیلی است . در حالیکه میدانیم همیشه و به خصوص در شرایط بحران اقتصادی فقیرترین افراد جامعه زنان هستند ، چرا که شانس دسترسی آنها به بازار کار کمتر است . در این جاست که ارتباط بین فقر و استراتژی مردان برای کنترل بدن و سکسوالیته زن نمودار می شود.

پرداخت پول برای یک رابطه جنسی یکی از اشکال خشونت است ، چراکه در بیشترموارد ارتباط نا برابری است بین مردی که پول دارد و زنی که احتیاج دارد. پول ، تن زن را به کالا تبدیل می کند. کالائی که مردان آزادنه در اختیار می گیرند تا هر آنچه می خواهند با او انجام دهد. با پول همه کاری مجاز می شود خشونت فیزیکی، خشونت بی نهایت جنسی ،تحقیر، بد رفتاری ، ودر مواردی قتل ، در یک کلام جائی که مردان تا انجا که بخواهند پیش رفته تا حس برتری خود را اثبات کنند.

دردنیا در باره مسئله فحشا سیاست های متفاوتی اعم از ممنوعیت کامل تا قانونی بودن آن اتخاذ شده است . اما هیچ کجا از تبعات آن یعنی صنعت سکس ، قاچاق زنان و دختران، و .... در امان نبوده ، چرا که این پدیده اساسا ریشه در فقر و نابرابری دارد وقانونی ویا غیر قانونی بودن آن مشکلی را حل نمی کند.

در ایران روسپیگری غیر قانونی است وعلاوه بر آن تن فروشی مجازات سنگین سنگسار را در بر دارد با عین حال تعداد زیادی از دختر 10 ساله تا زن 50 ساله ، مجرد ومتاهل به این حوزه وارد شده وتعدادشان هر روز رو به افزایش است . از شرکت های پوششی، خانه های به اصطلاح امن ، خانه های عفاف ، خانه های سکس ، تلفن ، انترنت، همه در خدمت سیستم روسپیگری هستند و در هر منطقه تهران تعداد زیادی از این خانه ها وجود دارد و به خوبی می توان در شرایط امروزایران از صنعت سکس ، مافیای قاچاق دختران جوان و بچه ها حرف زد .

این پدیده در تاریخ اخیر ایران بی سابقه است اما دلیل آن را باید در خودساختار جامعه جستجو کرد.

در ایران با افزایش بیکاری وفقر، که قربانیان اول آن زنان هسنتد ، نا برابری و تبعیض ساختاری وقانونی ،هر روز زنان و دختران بیشتری به دایره فحشا پرتاب می شوند . این زنان که بیشتر شامل دختران رها شده از طرف خانواده ها به خاطر فقر و اعتیاد ، زنان طلاق گرفته و یا رانده شده از خانه به وسیله همسرانشان ،دختران فراری از خشونت خانگی و.....به خاطر نداشتن هیچ گونه تامین اجتماعی ، فقر مادی و فرهنگی ، تن خود را به معرض فروش می گذارند. و درست در این جا است که تمامی هویت خود را از دست می دهند و گمنام می شوند .

از این لحطه زن نه تنها در دایره بسته فقر و تن فروشی گرفتار شد ه بلکه هر گونه اراده عمل از اوگرفته میشود و به کالائی در دست خریداران تبدیل میشود. در یک کلام حیات او به آنها وابسته است. این زنان همواره با ناامنی و خطر جانی رو به روهستند.چرا که نه در حوزه کاری دارای حقوقی هستند ونه در جامعه.

طبق قانون جزا در ایران ،فحشا نه تنها ممنوع است ، مجازات سنگسار را هم در بر دارد. از نظر جمهوری اسلامی تن فروش انگل جامعه است و باید نابود شود .بنا براین ترس ، وحشت وخشونت جزیی از زندگی انها میشود . در این وضیعت پیش میآید که نه تنها مزد ی دریافت نکنند بلکه موردضرب و جرح هم قرار بگیرند ، مجروح و حتی کشته شوند. هیچ حمایت دولتی ومردمی وجود ندارد. گناهکار است و مستوجب مجازات.

درست به همین دلیل است که باید این تابو شکسته شود . تن فروش گناهکار خود کرده نیست ، قربانی است . قربانی فقر ، نا برابری ، قربانی قوانین تبعیض آمیز و جامعه پدر سالار است.

در نتیجه باید تلاش کردعلاوه برمبارزه پیگیر و ممتد برای مطالبات اجتماعی و مطالبات اخص زنان یعنی برابری در همه زمینه ها ، دست به اقدام عاجل برای حمایت از این زنان و کودکان زد.

بنابراین در وهله اول باید نگاه جامعه به این افراد و پدیده را با روشنگری عوض کرد . در این راستا کنشگران زن مسئولیت بزرگی به عهده دارند تا جامعه را به این مسئله حساس کنند که تن فروش قربانی است و باید به یاری او شتافت. بی توجهی به این امر لطمه بزرگی در کوتاه مدت به بخشی از جامعه و در دراز مدت به کل جامعه است.

خلاصه آن که این ابعاد ازتن فروشی در ایران امروز، نتیجه مستقیم فقر و فلاکت ببار آمده از سیاست های سرمایه داری مذهبی حاکم در این سی و چند سال اخیر است. جنبش برابری طلبانه زنان در پیوند با دیگر جنبش های اجتماعی است که می تواند مبارزه ای پیگیر برای از بین بردن هر گونه ستم و استثمارداشته باشد.

1 ـ http://www.youtube.com/watch?v=teqR2NGdZOk

 

فریبا ثابت

23 نوامبر 2013